حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
47
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
داشتند از اين نواحى كوتاه ساخت و بالنتيجه بهترين و آبادترين اقطار متمدّن آن عصر را تحت فرمان اسلام آورد . فتح ايران سابقا اشاره كرديم كه خسرو پرويز در نتيجهء تغيير مزاجى كه نسبت بابو قابوس نعمان بن منذر پادشاه حيره تحت الحمايهء خود پيدا كرده بود او را در سال 613 ميلادى در زيرپاى فيل هلاك كرد . اين حركت خسرو پرويز جماعتى از عرب را كه بتعصب قومى مشهورند بر پادشاه ايران و ايرانيان خشمگين ساخت و از ايشان قبيلهء بكر بن وائل از اعراب اسماعيليه كه در نزديكى خاك آل لخم سكونت داشتند علنا بر ضدّ عمّال خسرو پرويز قيام كردند . پادشاه ايران مجبور شد كه سپاهيانى بسردارى هامرز بسركوبى اعراب قبيلهء بكر بفرستد . بنى بكر لشكريان ايران و جمعى از اعرابى را كه به يارى ايشان آمده بودند مغلوب كردند و هامرز را در اين واقعه كه بوقعهء ذوقار موسومست در سال دوم هجرت كشتند . جنگ ذوقار اگرچه در تاريخ ايران از لحاظ نظامى اهميتى ندارد و ابدا موجب اثر و نتيجهاى نشده ليكن بر خلاف براى اعراب واقعهء بسيار مهمّى بوده چه اولا بايشان فهمانده است كه ايران اين زمان ايران زمان شاپور و انوشيروان نيست و لشكريان و پادشاه آن ديگر آن قدرت و سياست سابق را ندارند و غلبه يافتن بر ايرانيان براى عرب كه هميشه مخذول و كوفتهء ايشان بوده امريست ممكن ثانيا چون هرجومرج و اوضاع ناگوارى كه پس از مردن خسرو پرويز در دربار و وضع سلطنت ايران رخ داد هيچكس بفكر كشيدن انتقام از قبيله بكر و تنبيه آنان برنيامد بر عرب ثابت شد كه داخلهء ايران سخت خرابست و راه براى حمله و هجوم به آن سرزمين باز . در خلافت ابو بكر يكى از رؤساى عرب از قبيلهء بنى شيبان كه مثنّى بن حارثه نام داشت و غالبا با كسان خود بر قسمتى از خاك سرحدى ايران كه عرب آن را سواد « 1 »
--> ( 1 ) - مقصود عرب از سواد آن قسمت از ايران غربى بوده است كه بلافاصله بباديهء عربستان اتصال داشته و چون عرب پس از گذشتن از بيابان اول بار با ديدن آن از ذور سواد آبادى عراق را مىديده آن را به اين نام خواندهاند .